غزل غزل فراق (دهم)


به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید 

که می رویم به داغ بلند بالایی*

 

وداع 

و داغ

داغ

داغ

داغ

داغ

داغ

 

 

 

 

پ.ن 1:

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سیٌدالشٌهداء بر جدال طاقت داشت

 

هوا ز باد مخالفت چه قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

 

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد (مقبل کاشانی) + و +

 

پ.ن 2: ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای ؟            مگر این گونه که ماتی تو شه انداخته ای؟ ( نیّر تبریزی به روایت استاد فاطمی نیا) متن کامل اینجا

پ.ن 3: خاموش محتشم که دل سنگ آب شد مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

پ.ن 4: گفتی به تو گر بگذرم از شوق بمیری قربان سرت بگذر و بگذار بمیرم (صباحی بیدگلی به روایت خانم حاجیان)

پ.ن 5: تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما (علی معلم)

 

*حافظ

 

/ 2 نظر / 25 بازدید
عسل بانو

سلام چقدر خوب زنده کردید عاشورا را من فقط در وبلاگ سکوت کردم

زهره حاجیان

مرسی عالی بود در مورد آقا و داغ و وداعش می شود روزها بل سال ها نوشت