غم نه آن سان که خرد پنداری!

شب چه بر روز خانه آورده

مویه جای ترانه آورده 

سهم ما شد خزان بی برگی 

یورش این دِی، شبانه آورده

آرزوها که سایه شان کم شد

بخت خوش هم بهانه آورده

آن قَدَر از فلک کلک خوردیم

که کم از دام و دانه آورده

روز خوش رفته رفته بر لب بام

رفته غم را به خانه آورده

عمق دریا ببین چه طوفانی است

موج اگر بر کرانه آورده

فتنه هایی که نیست بدتر از آن

بر سر ما زمانه آورده

خود بیا و کم کن از باری

که غمت روی شانه آورده

 

پ.ن. مثل آن پرنده ی کوچک: بی ثمر مانده جستجوهایش

مانده:

پربسته، سر فرو برده،

دلخوشی هایش: آرزوهایش! 

/ 4 نظر / 15 بازدید
سارینا

اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم ... عزیزم میشه سایتم رو لینک کنی[بغل][ماچ] www.talarank.com سایت افزایش بازدید ثبت نام کن سایت ما رو لینک کن 500 تا بازدید رایگان جایزه بگیر+ vpn رایگان!!!

رایحه

آرزوها که سایه شان کم شد بخت خوش هم بهانه آورده... خود بیا و کم کن از باری که غمت روی شانه آورده... زیبا بود.پاینده باشید یک امن یجیب هم شما بخوانید.شاید از آبی آسمان شما؛ دعاها زودتر برسند و مستجاب شوند... http://www.bisheh.com/Feed.aspx?FeedID=10

عسل بانو

مثل همیشه عالی مگه چیز دیگه ای میشه گفت؟[گل]

رایحه

ممنونم از هم‌دردیتان...ما هم به دعای شما دلخوشیم..