برای دلش

...

نزدیک مدرسه گفتم نیا دگر

دستم کشیدم و رفتم به سوی در

نم روی صورت مادر کمی نشست

چیزی درون سینه ی او بی صدا شکست

...

/ 6 نظر / 19 بازدید
آفتاب

بسیار زیبا بود راز آفتاب روز زن را با کمی تاخیر جشن گرفته است! سر فرازمان می فرمایید؟

عسل

یاد یه داستان در همین مورد افتادم[گریه] ولی وقتی یه نفر مادر میشه دلش دریایی میشه و تحملش بسیار [لبخند]

ف

زیبا بود[گل]

کوچه باغ

اشراق تماشایی باور باشی از عرش خدا نیز فراتر باشی صد کعبه نماز می گزارند تو را یک لحظه اگر به جای مادر باشی سلام شعرهای زیبایتان را خواندم .موفق باشید [گل]

مهدی

[گل]خوب بود[گل][گل][گل][گل][گل]