در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

این روزها تا می توانی سکوت کن

بگذار صدای دلت را بشنوی. 

دیگر از این نزدیک تر نمی شود:

آسمان با زمین مماس است

که قدر این شب ها هزاران برابر است.

 

 

اینجا زخم ها دهان باز کرده اند، 

تو فقط صاحب زخم را بشناس 

و زخم های خودت را فراموش کن.

سخن از زخم هایی است به وسعت تاریخ انسان.

 

درمان را به طبیب بسپار 

فقط بگرد ببین چه طور باید صدایش کنی

از این هزار اسم زیبا که این شب ها می خوانی کدام بیشتر تکانت می دهد؟

من می خواهم شناور شوم در دریای رحمتش و دم بگیرم: "یا دلیل المتحیرین"

 

بخوان!

شرمنده

شوریده

شایق

شاکر 

 

آن قدر صدایش بزن تا بشکنی و اشک را مهمان چشمانت کنی. اینجاست که "ذکر آرد فکر را در اهتزاز" حالا عمیق شو در دریای برکات این شب ها!

این ترکیب دل ابری و چشم بارانی اکسیر نجات است.

رها نکن

کمترین گنجی که می یابی

گوهر وجود است، خودت.

نمی خواهی آبی دلت آسمانی باشد؟!

قدر این شب ها را بدان!

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
مهرداد

وبت خیلی زیباست . اگر دوس داشتی یه سری هم به من بزن. منتظر حضور گرمت[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رایحه

یا طبیب من لا طبیب له...

سجاد

سلام... از مطالب زيباتون لذت بردم افرين بر شما [گل][گل][گل]

عسل

واقعا هر چه تلاش می کنیم باز هم تمام که میشود میبینیم میشد که بهتر باشد[ناراحت]