غزل غزل فراق! (اول)


سُلَیمی منذ حلت بالعراق
اُلاقی من هواها ما الاقی
...*
آنگاه که محبوب من در عراق منزل گزید
خدا داند که از دوری او چه بر سرم آمد
دشت غم
کاروانی غریب
لشکری مهیا

 

 

*حافظ.

پ.ن 1: کشنده آنکه بگویی به زخم های شکفته    گلایه های نگفته و درد های نهفته

پ.ن 2: حتما متن کامل غزل را بخوانید. اگر خواندن غزل مشکل است، متن کامل را از اینجا بشنوید. 

/ 1 نظر / 9 بازدید
رایحه

کشنده آنکه بگویی به زخم های شکفته؛ گلایه های نگفته و درد های نهفته... امشب محرم؛ احرام بسته؛ تا حج ناتمام حسینی را تمام کند؛ و این زینب است که بر قامت محرم؛ لباس احرام می پوشانَد... درود! دلنشین بود...عزاداری‌هایتان قبول درگاه حق...