حال دل

تو غبار از این کویر بروب

تو این ردّ عبور غیر را ببَر

تو پای غریبه از این خاک ببُر:

کف دستی باران بس است حجم تشنگی کویر را

نه نِمی دانم، نَمی شاید بس باشد.

بگذار فقط عطش فوران کند

از ژرفنای تنهاییش

  
نویسنده : مهدی نجفی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩

log