خدای تو چه اندازه است؟

ازش می پرسی خدا رو دوست داری؟ کله اش رو پایین میاره:

- اوهوم

- خدا بزرگه؟ دستش رو قلاب می کنه پشتش و خودش رو تاب میده:

- بله

- چقدر؟

- این...قدر. دست های کوچیکش رو باز کرده سرش رو هم داده عقب دندوناش رو داره به هم فشار می ده. چند لحظه مات نگاهش می کنی و بعد توی دلت به دنیای کوچکش می خندی. بلند میشی بغلش می کنی و قربون صدقه اش میری. دنیایش کوچک خدایش هم کوچک.

شانس میاری ازت همین سؤال رو نمی پرسه. اما من می پرسم:

- خدای تو چه اندازه است؟

- می دونم هیچ وقت دستات رو باز نمی کنی بگی اینقدر. آخه تو بزرگ شدی نمی خوای ادای بچه ها رو در بیاری! 

چقدر؟ خودت بگو! 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مهدی نجفی ; ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩

log