چرخ ... چرخ...

برف سفید از حوصله ی ابر سیاه خارج بود

می چرخید

و 

می گردید

و ...

زمین همه ی حساب و هندسه اش را بر هم زد

آب شد

رو سیاه شد

و 

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

برف سفید نشست...

به عزای خود!

چه بازی های تلخی دارد این چرخ!

  
نویسنده : مهدی نجفی ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠

log