غزل غزل فراق (نهم)

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو*

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان 

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان*

 

آن مرد...

نیامد!

 

پ.ن 1: دردهای کمر شکن! شماتت دشمن!

پ.ن 2: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد

پ.ن 3: علمدار دو جا سخت شرمنده شد: زمانی که شمر امان نامه آورد و آنگاه که به خیمه ها نرسید

پ.ن 4: برای جنگاور دلیر نجنگیدن آزمون بزرگی است! همه ی دغدغه ی سقا رساندن آب بود.

پ.ن 5: دنیا همچنان تشنه ی فضایل عباس مانده است!

 

*حافظ

  
نویسنده : مهدی نجفی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

log