غزل غزل فراق (ششم)

این الطالب بدم المقتول...

 

از آب هم مضایقه کردند*

(روز ششم)

 

اینجا

تیغ آفتاب و خنجر خیانت

آتش و عطش

هُرم و حرم.

 

آی آدم ها...

نمی بینید 

طفل تشنه دارد می سپارد جان

چه بی دردید!

نا مردید!

 

پ.ن: کوفه! تو نان و نمک علی را خورده بودی! 

 

*محتشم

  
نویسنده : مهدی نجفی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠

log